قهرمان ميرزا عين السلطنه

3547

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نقاشى صنعت نقاشى در ايران خيلى ترقى دارد براى نمونه يكى از گراورهاى بسيار زيبا و قشنگ روزنامهء « جارچى ملت » را كه شكل سردار محيى و ورود استرابادش را كشيده در جوف اين « مموار » گذاشتيم تا اين صنعت نقاشى عهد ما در آتيه پوشيده نباشد . « 1 » صحبتهاى لله آقا يكشنبه ششم ذيقعده الحرام - ديروز مقارن ظهر لله آقا مشهدى اكبر با يك عدد شولاى نمدى حاجى افخم الدوله وارد [ شد ] . اول شانزده هزار كرايه باركش را داديم بعد پاكت آقاى عماد السلطنه و حاجى افخم الدوله را خوانده سپس امانتى كه حاجى سيد مجتبى روانه كرده بود محتوى يك ثوب سردارى بسيار مد قشنگ و برات هشتاد و دو تومان از حضرت و الا به عوض طلب خودش . آن‌وقت رفتيم توى سؤال و جواب و زدوخورد با لله آقا . تمام آنچه را در روزنامه خوانده و تقى گفته و در مكتوبات بود قويا رد مىكرد مگر همان كشته شدن ارشد الدوله [ را ] . محمد على شاه در گمش‌تپه با بيست هزار قشون نشسته ، سالار الدوله در همدان است با چهل هزار نفر . اين روزنامه‌ها ، اين فوق‌العاده‌ها را براى سرگرمى مردم درست مىكنند . مگر اينها آمده بودند كه تا يك شكست بخورند بروند ! حالا اول كار است . والى پشت‌كوه صد هزار سوار فرستاده . كجا امير افخم دستگير شده اينها همه دروغ است . آخر كار ما به نزاع كشيد . من آمدم اندرون و او به همان صحبتها باقى ماند كه همه را هم حيدر قلى خان تصديق داشت و قربان لب و دهان لله آقا مىرفت . افسوس شيخ ابراهيم نبود كه او يقين صد درجه از اين مهملات خشنودتر مىشد . ديدم بعد از دو سال ابدا تغييرى در حال لله آقا پيدا نشده به همان استبداد قديم خود باقى است . حالا برحسب معمول رقعه‌جات واصله را مىنويسم كه مزيد اطلاع شود صحبتهاى لله آقا به اين زودىها تمام نمىشود . امّا متدرجا ذكر خواهم كرد . نامهء افخم الدوله 17 شوال - بعد العنوان ، اخبار و اطلاعات بنده كم است . سالار الدوله [ را ] بعد از شكست در ساوه دنبال كرده‌اند مىگويند اردوى دولتى همدان است و سالار الدوله به ملاير و كردستان رفته جنگى تازه نشده و هنوز به هم نرسيده‌اند . محمد على شاه در

--> ( 1 ) - متأسفانه تمام اوراقى كه جوف اين يادداشتها بوده در غارت قلعهء الموت از بين رفته است . ( مسعود سالور )